معنی بحدری
5 بازدید
[ بُ دُ ] (ع ص، اِ) کودک شیرزده که جوان و قوی نشود. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بحدری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر