معنی بحثجات
6 بازدید
[ بَ ثَ ] (ع اِ) بلغت یونانی سرخ مرو (سرخ مرز) را گویند و آن را به تازی عصی الراعی خوانند و آن رستنی باشد سرخ به سیاهی مایل و تقطیرالبول را نافع است. (برهان قاطع) (هفت قلزم). چوبدستی شبان. (ناظم الاطباء). عصی الراعی است و بر شیاندار و نر شیاندارو و بطباط و جنجر و شبطباط و هوجوبه و هونفسیداس نیز گویند و به شیرازی کسته خوانند و به کرمانی سرخ مرز. (اختیارات بدیعی).
کلمات همقافیه با «بحثجات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر