معنی بحتری

معنی بحتری

4 بازدید
[ بُ تُ ] (ص نسبی) منسوب است به بحتر که بطنی است از طی. (الانساب سمعانی). منسوب است به بحتر که پدر قبیله ای از طی بود. (غیاث اللغات).
[ بُ تُ ] (اِخ) ابوعباده. ولیدبن عبید طائی متوفی بسال ۲۸۴ هـ . ق. او راست دیوانی معروف که ابوبکر صولی و علی بن حمزهٔ اصفهانی آن را مرتب کرده اند، اولی بر حروف و دومی بر اقسام. او بسال ۲۰۵ هـ . ق. در یکی از قراء منبج حلب تولد یافت و پس از تحصیل و کسب علوم به عراق مهاجرت کرد و مدتی در بغداد زیست و متوکل علی اللََّه خلیفه و فتح بن خاقان را مدح گفت، پس به شام بازگشت. او پیشرفت خود را در نتیجهٔ تشویق ابوتمام شاعر می دانسته است. بحتری در اواخر عمر به منبج بازگشت و در همانجا بسال ۲۸۴ هـ . ق. درگذشت. برخی نیز مرگ او را در حلب دانسته اند. بعد از مرگش، اشعار او را ابوبکر صولی جمع آوری نمود و بر طبق حروف هجائی مرتب ساخت. آثار او عبارت است از حماسه ای که برای فتح بن خاقان جمع آوری نموده و در آن اشعار پانصد شاعر را توان دید، و دیوان بحتری که بچاپ رسیده است. (از معجم المطبوعات). بحتری قصیده ای در مدح ایرانیان در باب مدائن دارد که بسیار فصیح و باشکوه است و ترجمهٔ آن نیز هست و در امثال و حکم اصل قصیده و ترجمهٔ آن نقل شده. (امثال و حکم ص ۱۵۴۲ و ۱۶۷۷). و رجوع به اعلام زرکلی ج ۱ ص ۱۳۹ و ج ۳ ص ۱۱۳۸، و التفهیم ص ۲۷۱، و ایران باستان پیرنیا ص ۲۵۵۹ و سبک شناسی بهار ج ۳ ص ۱۲۸ و فهرست اعلام العقد الفرید و ضحی الاسلام ص ۱۹۹ و تتمهٔ صوان الحکمة ص ۱۰۵ و تاریخ بیهقی ص ۲۷۳ و ۶۱۵ وقاموس الاعلام ترکی و ابن خلکان ج ۲ ص ۳۰۸ و آثار الباقیهٔ بیرونی ص ۳۲ و الجماهر بیرونی ص ۲۵، ۴۰ ، ۱۱۷، ۱۲۰، ۱۲۱، ۱۵۳، ۱۸۱ و فهرست اعلام خاندان نوبختی اقبال و مافروخی ص ۱۱، ۵۱ ، ۵۶ ، ۷۵، ۸۱، ۸۳ و ۱۰۹ و شدالازار ص ۲۲۳ و تاریخ الخلفاء ص ۲۳۳ و ۲۵۰ و معجم الادباء ج ۱ ص ۱۹، ۸۱ ، ۱۵۳، ۲۳۴، ۲۷۳ ، ۴۰۷ و المعرب جوالیقی ص ۶۷ و ۳۲۵ و ایران در زمان ساسانیان ص ۲۷۵ و نزهةالقلوب ج ۳ ص ۴۴ و لباب الالباب ص ۹۶ شود: بخوان هر دو دیوان من تا ببینی یکی گشته با عنصری بحتری را. ناصرخسرو.
[ ] (اِخ) ابن سهلب. نام مردی است از بست سیستان در حدود سال ۱۲۸ هـ . ق. و رجوع به تاریخ سیستان ص ۱۳۲ شود.
[ ] (اِخ) ابن قبیصة. برادرزادهٔ مهلب بن ابی صفره که فرمانروائی ایالت مرو یافت. و رجوع به تاریخ بیهق ص ۸۵ شود.

کلمات هم‌قافیه با «بحتری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید