معنی بحتر
5 بازدید
[ بُ تُ ] (ع ص، اِ) کوتاه گرداندام. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خپله. ج، بحاتر. مردمان کوتاه. (مهذب الاسماء).[ بُ تُ ] (اِخ) قبیله ای است. (مهذب الاسماء). نام پدر قبیله ای از طی که پسر عتودبن عنیز است و از آن قبیله است ابوعبادهٔ شاعر. (منتهی الارب). || نام محلی. (ناظم الاطباء).[ بُ تُ ] (اِخ) نام شاعری جاهلی که جد جدی بن تدول است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بحتر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر