معنی بجواری
5 بازدید
[ بَ ] (ص نسبی) منسوب به بجوار که محلهٔ کبیره ای است در مرو در سمت پایین بلد. (از انساب سمعانی) (از معجم البلدان).[ بَ ] (اِخ) ابوعلی حسن بن محمدبن سهلان خیاط بجواری شیخی صالح بود. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «بجواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر