معنی بجنورد
5 بازدید
[ بُ ] (اِخ) شهری است در خراسان ایران. (فرهنگ نظام). از شهرستانهای تابعهٔ استان نهم واقع در شمال باختری مرکز استان نهم (خراسان). از شمال: مرز ایران و شوروی، خاور: قوچان، جنوب: سبزوار، باختر: گرگان. آب و هوا در هریک از بخشها متفاوت، قسمی سردسیر و در جلگه معتدل. آب از رود اترک و رودهای دیگر مثل: عین اللطف، داغ یورلی، شیرین چای، و چشمه سار متعدد مثل: چشمهٔ بابا امان و بثن قارداش. مهمترین ارتفاعات: آلاداغ به موازات مرز ایران و شوروی، و قلهٔ معروف آن شاه جهان ۳۳۵۰ گز ارتفاع دارد و سرویا بهار ۳۰۵۰ گز ارتفاع و قلهٔ سعدلوک ۲۳۲۰ گز ارتفاع. کوه تلو به ارتفاع ۱۲۳۳ گز و کوه مسینو به ارتفاع ۲۴۹۶ گز، کوه تقرو به ارتفاع ۲۲۴۰ گز، کوه پالان یا پارلان (گرم داغی) به ارتفاع ۲۰۰۰ گز و تپه های زورخانه و قزلقان و عبداللََّه آباد. کوهها بیشتر جنگل دارد و چمن کالپوش که حدود ۷۰هزار گز طول دارد در آنجاست. قله: بزداغی به ارتفاع ۱۶۸۰گز و آغل چیل به ارتفاع ۱۴۶۰ گز. دره های معروف این کوهستان: درهٔ اسفراین، درهٔ فیروزه در ۲۰ هزارگزی جنوب بجنورد. مهمترین رودخانهٔ آنجا اترک است که سرچشمهٔ اصلی آن در لاله رویان (۴۰ هزارگزی قوچان) است. و دهات گرم خان و مانه را مشروب می نماید. نهرهای مهنان و جرمقان و عین اللطف و داغ یورلی نیز از کوه آلاداغ سرچشمه گرفته به بابا امان ملحق میشوند و رودخانهٔ شیرین از جعفرآباد سرچشمه گرفته در محمدآباد به اترک می ریزد. رود سومبار از کوههای قوچان سرچشمه گرفته، از جلگهٔ اسفراین و جاجرم گذشته به باطلاق فرومی رود و پل ابریشم بر روی همین رودخانه است. شهرستان بجنورد از سه بخش حومه و اسفراین و مانه که ۴۵۳ آبادی دارد تشکیل شده است نفوس آن ۱۵۱۰۵۴ تن است. از طوایف مهم اطراف بجنورد طایفهٔ شادلو است که طایفهٔ بزرگی است و در زمان صفویه از کردستان به بجنورد کوچ داده شده، در نتیجهٔ معاشرت با طوایف گرایلی زبان آنها مخلوط شده و فعلاً به زبان کردی و ترکی حرف می زنند. محصول آن غلات ، بنشن، میوه خصوصاً انگور، سیب زمینی، جالیزکاری، پنبه، چغندر، روغن، پنیر، پشم، پوست و غیره است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹). اسفراین امروز از مضافات بجنورد و سبزوار و بین نیشابور و این دو ولایت بر حد شمال غرب افتاده است در میان کوهستان. (حاشیه مرحوم بهار بر تاریخ سیستان ص ۲۵۱). پارت قدیم عبارت از این ولایات بوده: دامغان، شاهرود، جوین، سبزوار، نیشابور، مشهد، بجنورد، قوچان، دره گز، سرخس، اسفراین، جام باخرز، خواف، ترشیز، تربت حیدری. (از ایران باستان پیرنیا ص ۲۱۸۶).[ بُ ] (اِخ) نام مرکز شهرستان بجنورد. ۳۶ درجه و ۶ دقیقه عرض شمالی و ۶ درجه طول شرقی نسبت به نصف النهار تهران. در دامنهٔ کوه آلاداغ. ارتفاع: ۶۹۸ گز از سطح دریا. شهر جدید الاحداث است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹). بعضی گویند پیش از صد دروازه، پایتخت پارت شهر اساک بوده که آن را با قوچان یا بجنورد مطابقت می دهند. (از ایران باستان پیرنیا ص ۲۶۴۲).
کلمات همقافیه با «بجنورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر