معنی بجق
5 بازدید
[ ] (ع مص) پرگوئی کردن. پرحرفی.(از دزی ج ۱ ص ۵۱). مکثار بودن. پرچانه بودن.[ بَ جَ ] (اِخ) دهی از دهستان مشکین خاوری مشکین شهر. سکنهٔ آن ۵۹۹ تن. آب از چشمه و خیاوچای. محصول آن غلات، حبوبات، پنبه و سردرختی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «بجق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جق» برای سرودن شعر