معنی بجستان
5 بازدید
[ بَ جِ ] (اِخ) از بخشهای دوگانهٔ شهرستان گناباد در شمال باختری گناباد. از شمال به بروسکن، شرق به جویمند، غرب به نیگنان بشرویه و جنوب به فردوس. ارتفاعات آن گدارعلی و کوه چنگور و سیاه کوه مجموع آبادیها ۴۷ ده. جمعیت ۱۸۶۴ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ بَ جِ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز بخش گناباد. طول ۱۱ر۵۸ درجه و عرض ۳۱ر۳۸ درجه در ۵۱ هزارگزی شمال باختری گناباد. سکنهٔ آن ۲۴۹۶ تن. آب از قنات محصول عمدهٔ آن غلات، زعفران، ابریشم، میوه خصوصاً انار. آب انبار آن آب ۶ ماه از سال را تأمین میکند. صنایع: قالیچه و چادرشب ابریشمی. مسجد جامع دارد. معدن سنگ آسیای آن معروف است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹). و رجوع به نزهة القلوب ج ۳ و تاریخ سیستان ص ۲۴ و مرآت البلدان ج ۱ ص ۱۶۳ و از معجم البلدان و تاج العروس شود.
کلمات همقافیه با «بجستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر