معنی بجرلو
7 بازدید
[ بَ جَ ] (اِخ) دهی از دهستان اوچ تپه بخش ترکمان شهرستان میانه. سکنهٔ آن ۱۹۴ تن، آب از چشمه، محصول آن غلات و حبوبات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «بجرلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر