معنی بثوق
4 بازدید
[ بُ ] (ع مص) پرآب گردیدن چاه. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «بثوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر