معنی بثنیة
6 بازدید
[ بَ ثَ نی یَ ] (اِخ) نامی است که عرب بخصوص بر سرزمینهای حاصلخیز مجاور حوران و جولان ماوراء اردن داده است و مرکز آن اذرعات (درعا) بود و عرب بسال ۶۳۴ م. آنجا را گرفت. (از اعلام المنجد).[ بَ / بِ ثَ نی یَ ] (ع اِ) برخی گویند همان نام بثنة است. بعضی نیز گویند که گندمی را منسوب به شهری بدین نام خوانده اند. و جمعی بدانجا منسوب اند. (از معجم البلدان). نوعی از گندم نفیس که در ده بثنه پیدا شود. (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (منتهی الارب). گندمی است معروف به شام. (مهذب الاسماء). گندمی منسوب به بثنه از نواحی شام. (از اقرب الموارد). || هر گندمی که در زمین نرم روید، خلاف جبلیه. (منتهی الارب). گندم جلگه ای در مقابل گندم کوهستانی. (آنندراج) (ناظم الاطباء). هر گندم که در زمین نرم روید. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «بثنیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر