معنی بت پیکر
7 بازدید
[ بُ پَ / پِ کَ ] (ص مرکب) زیباروی. که اندام چون بت دارد. که دارای تناسب اندام است. مجازاً، معشوق. محبوب : بدو اندرون خفته بت پیکری نهاده به بالینش بر افسری.فردوسی. چو قد ویس بت پیکر چنان شد که همبالای سرو بوستان شد. (ویس و رامین). بدان بت پیکران گفت آن دلارام کزین پیکر شدم بی صبر و آرام.نظامی.
کلمات همقافیه با «بت پیکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر