معنی بتنگ آمدن
6 بازدید
[ بِ تَ مَ دَ ] (مص مرکب)تنگ آمدن. به جان آمدن. عاجز و ملول شدن. (آنندراج): هست برین فرش دورنگ آمده هر کسی از کار بتنگ آمده.نظامی. بتنگ آمد دل از بی همدمیها رو بکوه آرم مگر آنجا کنم پیوند فریادی به فریادی. صائب.
کلمات همقافیه با «بتنگ آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر