معنی بتم

معنی بتم

5 بازدید
[ بُ / بَ تَ / بُ تْ تَ ] (اِخ) ناحیه و قلهٔ کوهی به فرغانه. (از ناظم الاطباء). ناحیه ای است یا قله ای است یا کوهی است به فرغانه. (منتهی الارب) (آنندراج). و این سلسله کوه به بتم اول و اوسط و آخر معروف است. از آن کوهها بخاری متصاعد میگردد و معادن نقره و طلا و زاج و نشادر دارد و رودخانه هائی که به طرف بخارا و سمرقند جریان می یابند ازین کوه سرچشمه میگیرند. (از قاموس الاعلام). نام کوه یا قلعه ای است بسیار محکم و معادن طلا و نقره و زاج و نوشادر در آن است که به اکناف عالم حمل شود، و در آنجا محلی است شبیه به غار و از آن بخاری شبیه به دود خارج میشود و شبها رنگ آتش دارد و کسی از شدت حرارت به آن داخل نتواند شد مگر اینکه لباس نمناک خشن بپوشد و پس از ورود زودتر بیرون آید، و این بخار جای جای تغییر کند. جبال بتم به بتم اول و اوسط و داخل معروف است و کلیهٔ آبهائی که بخارا و سمرقند و ناحیهٔ سغد را مشروب میکنند از بتم اوسط سرچشمه میگیرد و به برغرو منجیکث و سمرقند میرسد. رود صغانیان نیز از آن سرچشمه میگیرد. (از معجم البلدان). و رجوع به بتمان و بتم کوه در نزهة القلوب ج ۳ ص ۲۱۳ شود.

کلمات هم‌قافیه با «بتم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید