معنی بتلة
7 بازدید
[ بَ لَ ] (ع مص) بریدن چیزی را و منه طلقها بتلة، جدا کردن آن را از غیر و ممتاز ساختن. (منتهی الارب). جدا کردن. (آنندراج). و رجوع به بَتِل و تبتیل شود. || (ص) صدقة بتلة؛ صدقه ای که دهنده را باز رجوع در آن جایز نبود. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «بتلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر