معنی بتفور
6 بازدید
[ بَ ] (اِ) پیرامون دهان را گویند مطلقاً خواه از انسان و خواه از حیوان دیگر. (برهان قاطع). پیرامون دهن. پوز. برپوز. برپوس. (فرهنگ جهانگیری). اطراف دهن. گرداگرد دهان. بتپوز. بدفوز. (فرهنگ ضیاء). گرداگرد دهان حیوانات و انسان. (ناظم الاطباء): عاریت داده پدر سبلت و ریش و بتفوربه بخارا شده هنگام صبی علم آموز.سوزنی. شاید صورتی یا تصحیفی از بتفوز باشد. رجوع به بتفوز شود. || اطراف بینی. (ناظم الاطباء). || گرداگرد کلاه. || منقار مرغان. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بتفور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر