معنی بتره
5 بازدید
[ بَ رَ / رِ ] (اِ) تمرد. سرکشی. گردنکشی. (ناظم الاطباء) (آنندراج). لج. عناد. (از فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۱۹۳). || (ص) مجروح از زدن. (ناظم الاطباء). مجروح. (آنندراج). || ضایع. خراب شده. (از فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۱۹۳).
کلمات همقافیه با «بتره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر