معنی واژه بتاوار
6 بازدید
[ بَ ] (اِ، ق) عاقبت. انجام. آخر کار. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). در آخر. سرانجام : من خوب مکافات شما بازگذارم من حق شما نیز گذارم به بتاوار. منوچهری. اثری مانده از آن داغ بتاوار مرا.سوزنی.