معنی واژه بتاسیدن
4 بازدید
[ بِ دَ ] (مص) ترسیدن. || بیحال شدن طفل خردسال از اثر گریهٔ بلاانقطاع. || غمناک و مضطرب و دلگیر شدن. || پی در پی نفس زدن آدمی و ستور و جانوران دیگر از شدت گرما و بیحال شدن: روز سخت گرم شد و ریگ بتفت و لشکر و سواران از تشنگی بتاسیدند.