معنی واژه بتازه
5 بازدید
[ بِ زَ / زِ ] (ق مرکب) دیگربار. دگربار. بتازگی. (آنندراج). از سر نو. مستحدثاً: بفروختم بغم دل از غم خریده را رفتم بتازه این ره صد ره بریده را. والهٔ هروی. خطش بتازه باعث ناز و نیاز شد کوتاه کرد زلف و شکایت دراز شد.سلیم.