معنی ببری
6 بازدید
[ بَ ] (ص نسبی) مانند ببر. ببرمانند. ببرسان. و معمولاً این روزگار این نام را بر سگ نهند.
کلمات همقافیه با «ببری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر