معنی بایسار
8 بازدید
[ یَ ] (ص مرکب) متمول. ثروتمند: رعیت از تو چو بایسار شود از برای تو جان سپار شود چون نیابد یسار بگریزد با عدوی تو بر بیامیزد.سنائی. و رجوع به یسار شود.[ یَ ] (ص مرکب) متمول. ثروتمند: رعیت از تو چو بایسار شود از برای تو جان سپار شود چون نیابد یسار بگریزد با عدوی تو بر بیامیزد.سنائی. و رجوع به یسار شود.
کلمات همقافیه با «بایسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر