معنی بایخاتون
6 بازدید
(اِخ) زرکلی می نویسد: وی دختر ابراهیم بن احمد، از مردم حلب و شافعی قادری بود. خطی نیکو داشت. زیباروی و نیکوکار و بافضل و از خاندان علم و ادب بود. منهاج نووی و قسمتی از احیاء علوم الدین را نزد پدر خواند، او در حلب درگذشت. (اعلام ج ۱ ص ۱۳۸). صاحب اعلام النساء آرد: او منهاج نووی و احیاء علوم الدین غزالی را نزد عمش زین الدین بن عمربن شماع خواند و بسال ۹۴۲ هـ . ق. در حلب درگذشت. (از اعلام النساء ج ۱ ص ۱۰۹).(اِخ) از کنیزکان متوکل عباسی بود که فرزندی به نام عباس از او بدنیا آمد. (از تاریخ الخلفاء ص ۱۸۶).(اِخ) از محدثان بود و در حدود ۷۷۵ هـ . ق. بدنیا آمد. پس از اکمال تحصیلات از طرف ابوالعباس بن العز و ناصرالدین بن داودبن حمزه و جمعی دیگر اجازهٔ حدیث یافت. در شام نزدیک دارالطعم مسکن داشت و سپس به قاهره رفت و در جمادی الثانیهٔ سال ۸۶۴ هـ . ق. درگذشت. (از اعلام النساء ج ۱ ص ۱۰۹).
کلمات همقافیه با «بایخاتون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر