معنی بایتگین
7 بازدید
[ تَ ] (اِخ) (... حاجب) از امرا و کسان سلطان مسعود غزنوی و ظاهراً از جانب او پس از مرگ آلتونتاش خوارزمشاه روی کار آمدن پسر وی هارون مقیم خوارزم و دربار هارون بوده است : و هارون پسر خوارزمشاه جباری شده است و لشکر میسازد... و بایتگین حاجب و آیتکین شرابدار و قلباق و هندوان و بیشتر مقدمان محمودی این را سخت کاره اند اما به دست ایشان چیست که با خیلها برنیایند. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۴۲۲).[ تَ ] (اِخ) (... زمین داوری) نام والی ناحیت زمین داور در زمان سلطان محمود غزنوی و او از نخستین غلامان سلطان محمود و سخت مورد توجه وی بوده است. رجوع به تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۰۶ و ۱۰۷ و ۱۰۸ شود.[ تَ ] (اِخ) نام غلام بونصر مشکان بوده است و تا سال ۴۵۱ هـ . ق. که ابوالفضل بیهقی تاریخ خود را می نوشته حیات داشته است. بیهقی گوید: «غلام استادم (یعنی بونصر مشکان) بجای است (یعنی زنده است)، مردی جلد و کاری و سوار و به شورانیدن همهٔ سلاحها استاد، چنانکه انباز ندارد ببازی گوی، و امروز سنهٔ احدی و خمسین و اربعمائه (۴۵۱ هـ . ق.) که تاریخ را بدین جای رسانیدم خدمت خداوند سلطان بزرگ ابوالمظفر ابراهیم اناراللََّه برهانه میکند خدمتی خاص تر». دستگیری علی قهندزی به تدبیر و به دست همین بایتگین صورت گرفت. و رجوع به تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۵۶۱ و ۵۶۲ شود.
کلمات همقافیه با «بایتگین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر