معنی باکیده
4 بازدید
[ دَ / دِ ] (اِ) باکند. یاقوت. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). یاقوت سرخ. (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۱۹۲). محرف یاکند است. رجوع به یاکند شود. || حریر تنک باف و ریزه باف. (از فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۱۹۲). حریر منقش. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «باکیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر