معنی باکله
6 بازدید
[ کَ لْ لَ / لِ ] (ص مرکب) (از با+ کله، سر) در تداول عامه، عاقل. پیش بین. بسیار خردمند. باعقل. با سیاست خوب. (یادداشت مؤلف). بامغز. و رجوع به کله شود.
کلمات همقافیه با «باکله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر