معنی باکلبی
5 بازدید
[ کَ ] (ص نسبی) منسوب به باکلبا از قرای اربل. (از معجم البلدان).[ کَ ] (اِخ) ابوعبداللََّه حسین بن شروین بن ابی بشر جلالی باکلبی. فقه شافعی را بیاموخت و در چندین مدرسه از موصل و حلب بتدریس آن پرداخت و از جمعی نیز حدیث شنیده جوانی فاضل و مناظر بود. نسبت جلالی او به طایفه ای از اکراد است. وی دوست و معاصر یاقوت بود. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «باکلبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر