معنی باکرشمه
6 بازدید
[ کِ رِ مَ / مِ ] (ص مرکب) (از با+ کرشمه) باناز. بادلال. باغنج و دلال: غنجة، مغناج؛ زن باکرشمه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «باکرشمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر