معنی باژن
6 بازدید
[ ژَ ] (اِ) گوسفند یا بزی را گویند که پیش پیش گله به راه رود و بعربی کراز خوانند. (برهان قاطع). فاز. (هفت قلزم) (آنندراج). نهاز. (آنندراج). نخراز. گوسفند یا بزی که پیشاپیش گله رود. (ناظم الاطباء). گوسفند پیش رو گله. پیشرو گلهٔ گوسفندان. (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۱۸۰).
کلمات همقافیه با «باژن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژن» برای سرودن شعر