معنی باژدان
6 بازدید
(اِ مرکب) ظرفی را گویند که زر باجی که از مردم میگیرند در آن ریزند. (برهان قاطع) (هفت قلزم). ظرفی که باژبان هر چه از مردم گیرد از زرباژ در آن ریزد. (انجمن آرای ناصری). || خزینهٔ دولت. بیت المال. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «باژدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر