معنی باوهلی
6 بازدید
[ وَ ] (اِخ) از طوایف کرد. و رجوع به کرد و پیوستگی نژادی او ص ۱۲۰ شود.
کلمات همقافیه با «باوهلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر