معنی باولی
6 بازدید
[ وَ ] (ص نسبی) منسوب به باول که شهری است که جامهٔ ابریشمی در آنجا خوب بافند. (از غیاث اللغات). همان بابلی است. (آنندراج).[ وَ ] (ص نسبی) نوعی از بافته های زربفت و ابریشمین منسوب به باول : قباهای خاص از پی هر کسی قبا باولیهای زرکش بسی.نظامی.[ وَ ] (اِ) مرغی که پروبال کنده پیش باز و قوش نوآموخته اندازند که به شکار دلیر شود. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «باولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر