معنی باور افتادن
5 بازدید
[ وَ اُ دَ ] (مص مرکب) باور افتادن کسی را؛ مورد قبول قرار گرفتن او. پذیرفته شدن. باور آمدن : تو و دوری ز غیر استغفر اللََّه از محالاتست عجب گر با وجود ساده لوحی باورم افتد. باقر کاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «باور افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر