معنی باورداشت
5 بازدید
[ وَ ] (مص مرکب مرخم، اِ مرکب) قبول. پذیرفت. قبول داشتن. پذیرفتن. ثقه : گفتند توکل چیست؟ گفت: الثقة باللََّه؛ باورداشت خدای در روزی. (تذکرة الاولیاء عطار).
کلمات همقافیه با «باورداشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر