معنی باوجاهت
5 بازدید
[ وِ هَ ] (ص مرکب) کسی که وجاهت دارد. زیبا. وجیه. خوشروی. خوشگل. || خوش نام. آنکه در بین مردم به خوشنامی شهرت یافته باشد. مقبول العام. و رجوع به وجاهت و وجهه شود.
کلمات همقافیه با «باوجاهت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هت» برای سرودن شعر