معنی باوج
6 بازدید
[ وَ ] (اِخ) دهی از دهستان بهمئی گرمسیر بخش کهگیلویهٔ شهرستان بهبهان در ۳۰ هزارگزی شمال باختری لک لک. محصول آنجا پشم و لبنیات. ساکنین آن از طایفهٔ بهمئی هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ وَ ] (اِخ) دهی از دهستان ابوالفارس بخش رامهرمز شهرستان اهواز که در ۳۵ هزارگزی جنوب خاوری رامهرمز واقع است و آب آن از رودخانهٔ ابوالفارس تأمین میشود. ساکنان آن از طایفهٔ بهمئی میباشند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «باوج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر