معنی باهو کلات
6 بازدید
[ کَ ] (اِخ) دهستانی از بخش دشتیای چاه بهار. حدود: از شمال به راسک و از خاور به مرز پاکستان، از جنوب به دریای عمان، از باختر به دشتیاری. آب آن از باران و رودخانهٔ سرباز که در این ناحیه رودخانهٔ باهوکلات خوانده میشود. محصول آنجا غلات، حبوبات، ذرت، لبنیات. از ۴۲ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده. زبان محلی اهالی بلوچی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ کَ ] (اِخ) مرکز دهستان باهوکلات دشتیاری چاه بهار. در ۲۸ هزارگزی شمال خاوری دشتیاری. سکنهٔ آن ۴۰۰ تن، آب آن از باران و چاه، محصول آن غلات، حبوبات، لبنیات. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «باهو کلات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر