معنی باهنر
6 بازدید
[ هُ نَ ] (ص مرکب) که هنر دارد. هنرمند. صاحب هنر. هنرور. هنری : برادر بدش چند و چندی پسر ز بیگانگان آنکه بد باهنر.فردوسی. بیاورد فرزانگان را پدر بدان تا شود نامور باهنر.فردوسی. || لایق. قابل. متصف به صفات خوب هنری :
کلمات همقافیه با «باهنر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نر» برای سرودن شعر