معنی باهمت
5 بازدید
[ هِ مْ مَ ] (ص مرکب) که همت دارد. دارای همت بلند. جوانمرد. باسخاوت. (ناظم الاطباء): مرد باهمت را فقر عذابی است الیم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۸۹). رجوع به همت شود.
کلمات همقافیه با «باهمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر