معنی بانگکنان
6 بازدید
[ کُ ] (ق مرکب) فریادزنان. بانگ کننده. غران. آواکنان : و ایشان را [ مردم جیرفت را ] رودیست تیز همی رود بانگ کنان. (حدود العالم).
کلمات همقافیه با «بانگکنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر