معنی بانگداران
5 بازدید
(ق مرکب) در حال بانگ زدن. بانگ زنان. در حال داشتن بانگ و فریاد: ایشان [ قوم لوط ] بانگداران از سرای او [ لوط ] بیرون آمدند. (تفسیر ابوالفتوح ج ۳ ص ۸۹).
کلمات همقافیه با «بانگداران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر