معنی بانمک
5 بازدید
[ نَ مَ ] (ص مرکب) (از: با +نمک). که نمک دارد. نمکدار. نمکین. ملیح. باملاحت. خوش نمک. ملیحه. || خوشمزه. طیبت گو. خوش صحبت.
کلمات همقافیه با «بانمک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر