معنی بانصر
6 بازدید
[ صُ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش بابلسر شهرستان بابل است. این دهستان در شمال شهر بابل واقع است و از طرف شمال بدهستان حومهٔ بابلسر و از جنوب بدهستان بیشه از خاور به رودخانهٔ تالار از باختر برودخانهٔ بابل محدود است. هوای دهستان مانند سایر نقاط دشت مازندران معتدل مرطوب است و آب قراء آن از رودخانهٔ بابل و تالار تأمین میشود. محصول عمدهٔ دهستان: پنبه، برنج، نیشکر، کنجد غلات صیفی و شغل عده ای از سکنهٔ قراء عزیزک، خردمرد، بهنمیر و روشندان حشم داری است. تابستان برای تعلیف احشام خود به حدود ییلاقات سوادکوه میروند. این دهستان از ۱۳ آبادی تشکیل شده و سکنهٔ آن درحدود ده هزارتن و قراء مهم آن عبارت است از: بهمنیر، عزیزک، بیشه سر، درزیکلا، شیخ. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «بانصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر