معنی بان‌سوله

معنی بان‌سوله

7 بازدید
[ لِ ] (اِخ) دهی است از بخش گوران شهرستان شاه آباد که در ۳۲ هزارگزی شمال باختر گهواره و ۷ هزارگزی آئینه وند واقع است. ناحیه ایست کوهستانی و سردسیر و دارای ۴۵۰ تن سکنه. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری است. ساکنین آن از تیرهٔ تفنگچی هستند و در پنج آبادی کوچک نزدیک بهم سکونت دارند و به این اسامی خوانده میشوند: بانسولهٔ کلبعلی، بانسولهٔ نام خواست، بانسولهٔ حاتم، بانسولهٔ ملک علی و بانسوله شیراز. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «بان‌سوله»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «له» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید