معنی بانسوله
7 بازدید
[ لِ ] (اِخ) دهی است از بخش گوران شهرستان شاه آباد که در ۳۲ هزارگزی شمال باختر گهواره و ۷ هزارگزی آئینه وند واقع است. ناحیه ایست کوهستانی و سردسیر و دارای ۴۵۰ تن سکنه. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری است. ساکنین آن از تیرهٔ تفنگچی هستند و در پنج آبادی کوچک نزدیک بهم سکونت دارند و به این اسامی خوانده میشوند: بانسولهٔ کلبعلی، بانسولهٔ نام خواست، بانسولهٔ حاتم، بانسولهٔ ملک علی و بانسوله شیراز. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «بانسوله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر