معنی باندرمه
5 بازدید
[ ] (اِخ) نام قضا و ناحیه ای در ولایت خداوندگار (ترکیهٔ فعلی) که از طرف مشرق به قضای میخالیچ از سنجاق بروسه محدود است و مراتع آن معروف است. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۲۲۱). || نام قصبهٔ مرکز قضای باندرمه. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۲۲۱).
کلمات همقافیه با «باندرمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر