معنی بامون
6 بازدید
(ص) نامرد. (آنندراج). مخنث. (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۱۸۱) (ناظم الاطباء). ولی ظاهراً باید مصحف مأبون باشد: نماند آب رو در دادن کون که مردی برنمی آید ز بامون.؟ || مغلم. (آنندراج) (از فرهنگ شعوری). || لوطی. (آنندراج). || شرور. (ناظم الاطباء). || بزدل. (آنندراج). کم جرأت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بامون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر