معنی بامهر
5 بازدید
[ مِ ] (ص مرکب) مهربان. بامحبت. و رجوع به مهر شود.[ مِ ] (اِخ) قریه ای است در راه طبرستان که تا ری یک منزل فاصله دارد. (از معجم البلدان) (مرآت البلدان ص ۱۶۱).
کلمات همقافیه با «بامهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر