معنی بامنجی
7 بازدید
[ مَ ] (ص نسبی) منسوب به بامنج و بامنج همان بامئین است از نواحی هرات. (از معجم البلدان).[ مَ ] (اِخ) ابوالغنائم اسعدبن احمدبن یوسف بامنجی از خطباء است و در صفر ۵۴۸ هـ . ق. درگذشت. (از معجم البلدان).[ مَ ] (اِخ) ابونصر الیاس بن احمدبن محمود صوفی بامنجی از رواة بود و ابواسعد ازو حدیث شنید. در حدود ۴۶۰ هـ . ق. بدنیا آمد و در سال ۵۴۲ هـ . ق. درگذشت. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «بامنجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر