معنی بامعیار
6 بازدید
[ مِ ] (ص مرکب) سخته. که معیار دارد. بقاعده. مرتب و منظم. سنجیده : سخن باید که بامعیار باشد که پرگفتن خران را بار باشد.نظامی. و رجوع به معیار شود.
کلمات همقافیه با «بامعیار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر