معنی بامردی
4 بازدید
[ مَ دا ] (اِخ) قریه ای است از توابع بلیخ از نواحی دیار مضربین رقه و حران در جزیره. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «بامردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر